فرسودگی شغلی(Burnout) چیست؟ ۵ مرحله فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی واکنشی است به فشارهای مداوم و طولانیمدت که میتواند به خستگی ذهنی، بیتفاوتی عاطفی و فرسودگی جسمی منجر شود. این پدیده تنها به کار بیش از حد محدود نمیشود و ممکن است در سایر ابعاد زندگی نیز بروز کند.
فرسودگی معمولاً بهصورت تدریجی و در پنج مرحله شکل میگیرد: مرحله ماه عسل، آغاز استرس، استرس مزمن، فرسودگی و در نهایت عادت به فرسودگی. این وضعیت تنها مختص محیطهای کاری نیست و میتواند برای افرادی که مسئولیتهایی فراتر از توان خود بر عهده میگیرند نیز رخ دهد؛ از جمله والدین تازه، پرستاران، یا افرادی که با شرایط سخت زندگی یا بیماری مواجه هستند.
۵ مرحله فرسودگی شغلی
۱. مرحله ماه عسل
نخستین مرحله فرسودگی، مرحله ماه عسل است. در ابتدای شروع یک شغل جدید یا مواجهه با یک چالش تازه، فرد معمولاً سطح بالایی از انرژی، انگیزه و رضایت را تجربه میکند. میل به اثبات تواناییها افزایش مییابد و فرد با اشتیاق مسئولیتهای بیشتری را میپذیرد. در این مرحله، فرد احساس میکند قادر است از پس همه امور برآید و بدون احساس خستگی، انرژی خود را صرف کار میکند.
برای مثال، فردی که به تازگی ارتقای شغلی گرفته است، بسیار هیجان زده است تا توانایی های خود را اثبات کند و در موقعیت جدید خوش بدرخشد. بنابراین ممکن است بیش از ساعات کاری معمول کار کند، داوطلبانه مسئولیتهای بیشتری را بپذیرد و یا حتی آخر هفتهها و تعطیلات خود را نیز به کار کردن سپری کند.
در مثالی دیگر، والدینی که تازه صاحب فرزند شده اند را در نظر بگیرید. آنها از نقش جدید پدر و یا مادری خود بسیار هیجان زهاند و سعی دارند تمام توان خود را به کار برند تا نقش خود را به خوبی ایفا کنند. در این حالت ممکن است ساعات زیادی از روز را به نگه داری و مراقبت از فرزند اختصاص دهند و از دریافت کمک خودداری کنند و در نتیجه بار مسئولیت زیادی را به تنهایی به دوش کشند.
۲. آغاز استرس

با گذشت زمان و مواجهه با واقعیتهای روزمره، انرژی اولیه کاهش مییابد و نشانههای استرس ظاهر میشود. در این مرحله، فرد به دلیل حجم بالای مسئولیتهایی که پذیرفته است، احساس خستگی و اضطراب میکند. ناتوانی در رسیدگی همزمان به جنبههای مختلف زندگی میتواند احساس تنهایی و فشار روانی را تشدید کند.
برای مثال، پس از گذشت یک ماه از ارتقای شغلی، فرد به موقعیت جدید عادت میکند و هیجان اولیه فروکش میکند. در این زمان، فرد با انبوهی از مسئولیت هایی رو به رو میشود که پذیرفته است اما با ساعات کاری معمول قادر به انجامشان نیست و در نتیجه دچار استرس میشود.
۳. استرس مزمن
در صورتی که شرایط استرسزا ادامه پیدا کند، استرس به حالت مزمن تبدیل میشود. در این مرحله، حتی مسئولیتهای کوچک و جدید میتوانند باعث بروز عصبانیت یا اضطراب شوند. خستگی شدید بهتدریج شکل میگیرد و ممکن است علائم روانتنی مانند سردردهای میگرنی یا مشکلات گوارشی نیز ظاهر شوند.
مثلا فردی را در نظر بگیرید که در محل کار مسئول پروژهی مهمی است که با مشکل مواجه شده و مدتی است تحت فشار و استرس است، اگر در خارج از محل کار مسئولیت جدیدی به این فرد واگزار شود ممکن است با خشم از آن سر باز زند چراکه درگیر استرس مزمن است
در حالتی دیگر، فردی که وظیفه نگهداری بیماری را بر عهده دارد و علاوه بر آن باید به شغل و فعالیت های روزانه خود رسیدگی کند، پس از مدتی دچار استرس مزمن میشود. حال اگر به این فرد پیشنهاد ارتقای شغل و مسئولیت های بیشتر داده شود ممکن است به شدت دچار اضطراب شود.
۴. فرسودگی
در این مرحله، فرسودگی بهطور کامل بروز میکند. استرس مزمن باعث میشود ذهن برای محافظت از خود، واکنشهای عاطفی را کاهش دهد و نوعی بیتفاوتی شکل بگیرد. در نتیجه، بهرهوری بهشدت افت میکند. نشانههایی مانند سردردهای مزمن، اختلالات خواب، بیتوجهی به نیازهای اولیه فردی و یا تمایل به کنار گذاشتن فعالیتهای روزمره در این مرحله شایع هستند.
برای مثال، فردی را در نظر بگیرید که ماهها تحت فشار کاری شدید بوده و همزمان مسئولیتهای شخصی متعددی را نیز به دوش کشیده است. در این مرحله، حتی انجام وظایف ساده کاری برای او دشوار میشود. صبحها با بیمیلی از خواب بیدار میشود، تمرکز کافی ندارد و احساس میکند کاری که زمانی برایش مهم بوده، دیگر ارزشی ندارد. او ممکن است دچار بیخوابی، سردردهای مداوم یا بیتوجهی به تغذیه و نیازهای اولیه خود شود و بهتدریج تمایل خود را به ادامه فعالیتهای روزمره از دست بدهد.
۵. عادت به فرسودگی

اگر فرسودگی بهموقع شناسایی و درمان نشود، به مرحلهای میرسد که به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود. در این وضعیت، فرد دچار خستگی مداوم ذهنی و جسمی، مشکلات جسمی و روانی بلندمدت و نوسان میان بیتفاوتی و تحریکپذیری میشود. در نهایت، احساس گرفتار شدن در چرخهای بدون راه خروج در فرد شکل میگیرد.
برای مثال، فردی که سالها در وضعیت فرسودگی قرار داشته است، ممکن است خستگی دائمی، بیحوصلگی و دردهای جسمی را بهعنوان وضعیت طبیعی زندگی بپذیرد. او دیگر به دنبال تغییر شرایط نیست، زیرا باور دارد که «همه همینطور زندگی میکنند».
پیشگیری و بهبود
بهبود کامل فرسودگی شغلی ممکن است چند ماه یا حتی چند سال زمان ببرد. تشخیص زودهنگام هر یک از مراحل میتواند نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت فرسودگی داشته باشد
. اقداماتی مانند استراحت کافی، ایجاد مرزهای مشخص میان کار و زندگی شخصی، اختصاص زمان برای خود و در صورت لزوم بهرهگیری از کمک متخصصان، از مهمترین راهکارهای پیشگیری و بهبود این وضعیت هستند.
اگر در مراحل اولیه فرسودگی شغلی هستید، با شناخت عوامل نارضایتی شغلی خود از پیشرفت فرسودگی جلوگیری کنید و به رضایت شغلی برسید. جهت دریافت مشاوره و راهنمایی اینجا کلیک کنید.
منبع: ۵ مرحله فرسودگی شغلی
بیشتر بخوانید: چگونه مسیر شغلی خود را انتخاب کنیم؟(راهنمای کامل براساس شخصیتشناسی)